خانه / ادبیات / دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی

دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی

دانلود رایگان دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی ، مقاله ، تحقیق 

این محصول با ارزش “ دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی “را از یاهو فایل دانلود نمایید.

دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی

دانلود-کتاب-تاريخ-ادبيات-يوگسلاویدانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی*برای اولین بار تایپ شده با فرمت قابل ویرایش*نوع فایل : Word تعداد صفحات : 152فهرست و پیشگفتار فهرست ۱رويدادهاي مهم تاريخي يوگسلاوي: ۱۲بخش نخست ۱۴تاريخچة زبان صرب و كرواسي ۱۴وضعيت زبان در قرون وسطي ۱۵كليساي اسلاوي و زبان محلي ۱۷تأثير زبان روسي ۲۰به سوي زبان محلي ۲۱اصلاحات ووك كاراجيچ در زبان ۲۲اكاوسكي و ايه‌كاوسكي ۲۳زبان ادبي جديد ۲۵سبك بلگراد ۲۶تحولات زباني بعد از فروپاشي يوگسلاوي (محمود فتوحي) ۲۸امانت زبان ۳۱بخش دوم ۳۴ادبيات قرون وسطي ۳۴شكل گيري مسيحيت اسلاوي ۳۴ادبيات ميانجي ۳۵ادبيات كليساي اسلاوي ۳۶زندگينامه نويسي ۳۷زندگينامة استفان نمانيا ۳۹ساواي مقدس(۱۲۳۵-۱۱۷۶) ۳۹دومنتيان ۴۲رمانهاي سلحشوري ۴۵اسقف اعظم، دانيلوي دوم ۴۶شاگرد گمنام دانيلو ۴۷به سوي رمانس و ادبيات خلاقه ۴۹حماسه كوزو ۴۹بخش سوم ۵۴ميان ادبيات كهن و جديد ۵۴تأثير روسها ۵۵يووان راييچ (۱۷۲۶-۱۸۰۱) ۵۶ذاخريا اُرفه‌لين(۱۷۲۶-۱۷۸۵) ۵۶جهت گيري اروپايي و تولد ادبيات جديد ۵۷دوسيتي ابرادوويچ(۱۷۳۹-۱۸۱۱) ۵۷شالوده‌هاي فرهنگ و ادبيات نوين ۵۸فرهنگ پدرسالاري و شهرنشيني ۵۹ووك استفانوويچ كاراجيچ(۱۷۸۷-۱۸۶۴) ۶۰سيما ميليوتينوويچ(۱۷۹۱-۱۸۴۸) ۶۲يوان استريا پوپوويچ(۱۸۰۶-۱۸۵۶) ۶۳پتار پتروويچ نيه‌گوش (۱۸۱۳-۱۸۵۱) ۶۴رمانتيسم و شكوفايي شعر تغزلي ۶۶برانكو راديچه‌ويچ (۱۸۲۴-۱۸۵۳) ۶۷يوان يوانويچ زماي (۱۸۳۳-۱۹۰۴) ۶۸جورا ياكشيچ(۱۸۳۲-۱۸۷۸) ۷۰لازا كوستيچ (۱۸۴۱-۱۹۱۰) ۷۱رئاليسم، عصر ادبيات داستاني ۷۲ياكوف ايگنياتويچ(۱۸۲۲-۱۸۸۹) ۷۲استفان ميترو ليوبيشا(۱۸۲۴- ۱۸۷۸) ۷۳لازا لازارويچ (۱۸۵۱-۱۸۹۱) ۷۳رئاليسم در شعر ۷۶نمايشنامة ۷۷رمانتيسم اسلاوي و ملي گرايي (محمود فتوحي) ۷۸بخش چهارم ۸۵قرن بيستم ۸۵ليوبومير نديچ (۱۸۵۸-۱۹۰۲) ۸۶يوان دوچيچ (۱۸۷۴-۱۹۴۳) ۸۹ميلان راكيچ (۱۸۷۹-۱۹۳۹) ۹۰الكسا شانتيچ (۱۸۶۸-۱۹۲۴) ۹۰وليكو پتروويچ(۱۸۸۴-۱۹۶۷) ۹۱ولاديسلاو پتكوويچ ديس (۱۸۸۰-۱۹۱۷) ۹۲پتار كوچيچ (۱۸۷۷-۱۹۱۶) ۹۲بوريساو استانكوويچ (۱۸۶۷-۱۹۲۷) ۹۳ايسي‌دورا سكوليچ(۱۸۷۷-۱۹۸۵) ۹۴ميلوتين اوسكوكوويچ (۱۸۸۴-۱۹۱۵) ۹۴آوانگارد و ادبيات در ميانة دو جنگ جهاني ۹۵ميلوش سرنيانسكي(۱۸۹۳-۱۹۷۷) ۹۶راستكو پتروويچ(۱۸۹۸-۱۹۴۹) ۹۸مومچيلو ناستاسيه‌ويچ (۱۸۹۴-۱۹۳۸) ۹۸ايوو آندريچ(۱۸۹۲-۱۹۷۵) ۹۹سوررئاليسم يوگسلاوي ۱۰۲ماركو ريستيچ (۱۹۰۲-۱۹۸۴) ۱۰۲ادبيات اجتماعي چپ و ادبيات محض ۱۰۳براني‌مير چوسيچ (۱۹۴۳- ۱۹۰۳) ۱۰۴دسانكا ماكسيموويچ (۱۸۹۸-۱۹۹۳) ۱۰۴برانكو چوپيچ(۱۹۱۵-۱۹۸۴) ۱۰۵ادبيات مدرن ۱۰۶واسكو پوپا (۱۹۲۱-۱۹۹۱) ۱۰۷ميودراگ پاولوويچ (تولد ۱۹۲۸) ۱۰۸استفان رايكوويچ (متولد ۱۹۲۸) ۱۰۹ميخائيلف لاليچ (۱۹۱۴-۱۹۹۲) ۱۱۰دوبريتسا چوسيچ (متولد۱۹۲۱) ۱۱۱مشا سليموويچ(۱۹۱۰-۱۹۸۳) ۱۱۱بوشكو پتروويچ(متولد ۱۹۱۵) ۱۱۲الكساندر تيشما (متولد ۱۹۲۴) ۱۱۲آنتونيه ايساكوويچ (متولد۱۹۲۳) ۱۱۳ميودراگ بولاتوويچ(۱۹۳۰-۱۹۹۱) ۱۱۳نو سمبوليستها ۱۱۳ايوان وي. لاليچ (متولد ۱۹۳۱) ۱۱۴برانكو ميليكوويچ(۱۹۳۴-۱۹۶۱) ۱۱۴بوريسلاو رادوويچ (متولد۱۹۳۵) ۱۱۵يووان خريستيچ(متولد۱۹۳۲) ۱۱۵ليوبومير سيموويچ(متولد۱۹۳۵) ۱۱۵ماتيا بچكوويچ (متولد ۱۹۳۹) ۱۱۶وِليمير لوكيچ (متولد۱۹۳۶) ۱۱۶الكساندر پوپوويچ (۱۹۲۹) ۱۱۷دوشان كوواچه‌ويچ(متولد ۱۹۴۸) ۱۱۷رادومير كنستانتينوويچ (متولد ۱۹۲۸) ۱۱۸پاوله اوگرينو (متولد ۱۹۲۶) ۱۱۸بورا چوسيچ (متولد ۱۹۳۲) ۱۱۸ميركو كواچ (۱۹۳۸) ۱۱۸بوريسلاو پكيچ (۱۹۳۰-۱۹۹۲) ۱۱۹دانيلو كيش (۱۹۳۶-۱۹۸۹) ۱۱۹ميلوراد پاويچ (متولد ۱۹۲۹) ۱۲۰دراگوسلاو ميخائيلوويچ (متولد۱۹۳۰) ۱۲۱بخش پنجم ۱۲۳ادبيات شفاهي صرب ۱۲۳از كهن‌ترين اسناد تا گردآوري ۱۲۴مقبوليت جهاني ادبيات شفاهي صرب ۱۲۶شعر حماسي صرب ۱۲۷آوازهاي غير تاريخي ۱۲۹آوازهاي صرب ميانه ۱۲۹مجموعة كوسوو ۱۲۹كوسوو و ناسيوناليسم صربي ۱۳۳مجموعة ماركو كراليه‌ويچ ۱۳۳آوازهاي دوران ميانه ۱۳۹هايدوك و اوسكوك ۱۳۹آوازهاي مسلمانان (دركرايينا krajina ) 142اشعار حماسي شورشهاي قرن نوزده ۱۴۲شعرهاي حماسي متأخر ۱۴۴شعر غنايي ۱۴۴اجرا و تصنيف ترانه هاي عاميانه ۱۴۶ادبيات جهاني صرب. ۱۵۳ مقـــــــــــــــــــدمهبالكان سرزمينی است آغشته به خون و عسل. طبيعت زيبا و غني و دشتهاي حاصلخيز این شبه جزیره هميشه مهاجران ديگر سرزمينها را به خود جلب كرده است. بالكان ملتهب‌ترين بخش قارة اروپا و شايد جهان باشد. اين منطقه تلاقيگاه سه تمدن اسلامي مسيحي و اسلاوي است و هر برگ تاريخ اين خاك را با قصه‌اي خونين نوشته اند. شهر بلگراد تا كنون شاهد ۱۱۵ جنگ بوده و بيش از ۳۵ بار در آتش جنگ خاكستر شده است.در دورانهاي ماقبل تاريخ، قاره آسيا زيستگاه اصلي اسلاوها بوده است، آنان در هزارة دوم يا سوم پيش از ميلاد از آسيا به مناطق مسكوني اروپاي شرقي مهاجرت كردند. در دورانهاي بعدي اقوام ديگر به سبب اوضاع وخيم و بد اقتصادي اجباراً به مناطق اسلاونشين اروپا مهاجرت كرده و بعضاً در آن نقاط رحل اقامت افكندند.در قرون پنج و شش ميلادي همزمان با آغاز مهاجرت اقوام ژرمن (آلمان) به سمت غرب، مهاجرت گسترده اسلاوها شروع شد. از حدود قرن شش ميلادي اسلاوهاي جنوبي مهاجرت خود را به يوگسلاوي آغاز نمودند و به تدريج در نقاط مختلف آن مستقر شدند. مهمترين اقوام اسلاوي كه به اين مناطق رسيدند عبارت بودند از، صربها، كرواتها، اسلوونها، مقدوني ها . صربها كه در قرن ششم و هفتم ميلادي از ناحيه كاليسي به شبه جزيره بالكان و صربستان آمدند و كرواتها نيز مقارن همين ايام در كرواسي سكني گزيدند. با خاتمه مهاجرتها و استقرار اسلاوها در سرزمين هاي جديد، اقوام مختلف هسته هاي اوليه حكومت ها را سازماندهي كردند. اين حكومتهاي ابتدايي هريك شاه، ارتش ، خرانه داري و دولت جداگانه و مستقلي داشتند قسمت اعظم يوگسلاوي امروزي محل سكونت اقوام ايليري بوده و بدين سبب آن مناطق، ايليريا خوانده مي‌شود. اسلاوهاي جنوبي وقتي كه به بالكان آمدند خدايان گوناگون داشتند و بت پرست بودند. يوناني‌‌ها و رومي‌ها تصميم گرفتند كه همسايگان خود را از شرك به توحيد بكشانند و با رواج دين مسيح در ميان آن اقوام، كليد دروازة هاي بالكان را در دست بگيرند. مردم كشور اسلوني و كرواسي توسط مسيونرهاي خارجي كه از سوي پاپ اعظم روم ودولت ايتاليا به شهر بندري «اسپليت» در مقدونيه اعزام مي‌شدند به مذهب كاتوليك گرويدند. اما نياكان صربها و مقدوني‌ها را يوناني‌ها به مسيحيت در آوردند. در حقيقت صربها توسط پسران شواليه‌هاي منطقه سولون يونان به دين مسيحيت گرويدند، صربها حدود صد و پنجاه سال تحت حكومت يوناني‌ها زندگي كردند. در سوي ديگر بوسنيائي‌ها كه از قديم تحت تأثير اديان و فرهنگهاي شرقي بودند، در قرن چهاردهم به روي تركان عثماني آغوش گشودند و اسلام را پذيرفتند. از اين رو آنان را نژاد ترك مي‌خوانند، آنها نيز در مقابل، صربها را يوناني نژاد و كرواتها را ايتاليايي تبار مي‌دانند. زيرا اين هر دو قوم هويت ديني خود را از يونان و روم اخذ كرده اند. در حقيقت سه مذهب فعلي: اسلام، كاتوليك و ارتدوكس كه از تركيه ، يونان و ايتاليا وارد بالكان شده مهمترين عوامل جنگ و جدايي در ميان اسلاوهاي جنوبي بوده‌است. عوامل گوناگوني ديگري نيز در گذر تاريخ ميان اقوام اسلاوها جدايي افكنده و آنها را به مليتهاي مختلف تبديل كرده است. نزاع بر سر تاريخ و ادبيات و زبان و خاك كه مانند تار و پود در هم تنيده شده هنوز به شدت ادامه دارد، اين اقوام در زبان واحد تاريخ واحد و فرهنگ واحد زيسته‌اند. اما تفاوتهاي آنها ناشي از عناصر بيگانه‌اي است كه به اين مناطق راه يافته است. عمده‌ترين اين عناصر آميزه‌هاي ديني (ارتدوكس، اسلام و كاتوليك ) است. گرايشهاي ديني در ميان اسلاوها موجب تغيير هويت آنها شد و امروز عوامل اصلي تجزيه قومي در بالكان به شمار مي‌رود…

دانلود فایل

این محصول ارزشمند “دانلود کتاب تاريخ ادبيات يوگسلاوی  “توسط پورتال  یاهو فایل  جمع آوری و برای فروش قرار داده شده است.

نظرات خود را در قسمت درج نظر ثبت کنید

منبع: یاهو فایل

مطلب پیشنهادی

جزوه مجموعه زبان و ادبیات فارسی معانی بیان و بلاغت

جزوه مجموعه زبان و ادبیات فارسی معانی بیان و بلاغت

جزوه-مجموعه-زبان-و-ادبیات-فارسی-معانی-بیان-و-بلاغت فصل اول: شرح درس و نکات کلیدي « معانی » علم معانی  : دانشی است که به یاري آن، حالات گونهگون سخن به منظور هماهنگی با اقتضاي حال شـنونده و خواننـده شناخته میشود و موضوع علم معانی عمدتاً بررسی جملات از حیـث معـانی و کاربردهـاي ثـانونی اسـت کـه مـتکلم بـه مقتضاي حال مخاطب ایراد کرده است و فایدة این علم این است که ما را با امکانات فراوان زبان آشنا میسازد تا بتـوانیم به مقتضاي حالات مختلف از آن امکانات استفاده کنیم و سخن مؤثر بگوییم.  بلاغت: مقصود از بلاغت این است که کلام، دلنشین و مؤثر و رسا و به اصطلاح وافی به مقصود باشد و بلیغ کسـی اسـت که بتواند مافیالضمیر خود را به نیکویی بیان کند؛ به طور خلاصه بلاغت، صفت آن سخنی است که پس از احـراز پایگـاه فصاحت با مقتضاي حال تطبیق کند.  فصاحت: در لغت به معنی روشنی و ظهور و گشاده تزبانی اس ؛ فصاحت در اصطلاح علماي بلاغت به سه مورد اختصـاص دارد و بر سه قسم است: فصاحت کلمه، فصاحت کلام و فصاحت متکلم  فصاحت کلمه: خالی بودن کلمه از چهار عیب را فصاحت کلمه گویند و این عیوب : عبارتند از   1ـ تنافر: آن است که مابین حروف و کلمات یا جملههاي متوالی تناسب و سازگاري و هماهنگی وجـود نداشـته باشـد و اینگونه کلمات و عبارات را متنافر و ضد آن را متلایم یعنی سازگار و متناسب گویند؛ تنافر دو نوع اسـت: تنـافر حـروف و تنافر کلمات.  تنافر حروف: ترکیب حروف در یک کلمه به نحوي است که تلفظ آن را دشوار کند:  ستودن ندانـد کـس او را چـو هسـت     میــان بنــدگی را ببایــدت بســت (فردوسی) ببایدت: تلفظ دو صامت قریب د«المخرج » ت«و » در کنار هم دشوار است.  دو دهـان داریـم گویـا همچـون نـی     یک دهان پنهانسـت در لبهـاي وي (مولوي) پنهانْست: تلفظ پنهانست به سکون نون و سین و تاء دشوار است.  معانی بیان و بلاغت « 9»    2ـ غرابت استعمال: استعمال کلمات غریب و دور از ذهن و غیرمعمول و مهجور در سخن را گویند:  مدان که فتنه بخسبد در این زمانه ولی     ز عدل تست که باري شده است در فرناس (سید حسن اشرف غزنوي) فرناس : نادانی یا خواب خفیف.  کمـــان آزفنــداك شـــد، ژالـــه تیـــر    گـــل و غنچـــه پیکـــان، زره آبگیـــر (اسدي) آزفنداك: قوس قزح.  نرمـــــک او را یکـــــی ســـــلام زدم    کــرد زي مــن نگــه بــه چشــماغیل  (فرهنگ اسدي)  چشماغیل: به گوشه چشم نگریستن.    3ـ مخالفت قیاس: آن است که استعمال کلمه بر خلاف موازین دستوري و صرفی صورت گیرد چنانکه جمع بستن سـر با (ان) خلاف قیاس است:  کنـون نهصــد و ســی تــن از دختـران     همــه بــر ســران افســران گــران (فردوسی) یا چهچهیدن مصدر جعلی، به معنی چه چه زدن: غنچـه مـیچه چهـد چـو بلبـل مسـت     گــــر ببینــــد رخ تــــو در گلشــــن (حاذق تبریزي) یا آوردن (بشندي) به جاي (بشنیدي):  گریــزان بــه بــالا چــرا بــر شــدي    چــــو آواز شــــیر ژیــــان بشــــندي (فردوسی) 4ـ کراهت در سمع: آن است که برخی از کلمات در گوش ناخوشایند باشد؛ مثل (نچخد) در این بیت:  آخـــر کـــآرام گیـــرد و نچخــد نیـــز    دوش کنـــد اســـتوار مـــرد نگهبـــان (رودکی) فصاحت کلام  آن است که جمله از کلمات فصیح ترکیب شده و به علاوه خود از این شش عیب نیز خالی باشد:  1ـ تنافر کلمات: آن است که الفاظ جمله هر کدام به تنهایی تنافر نداشته باشد اما گفتن آنها به توالی بر زبان سنگین و دشوار باشد و یا با قرار گرفتن در کنار یکدیگر ایجاد تنافر کند، : مانند « 10» زبان و ادبیات فارسی    «خواجه تو چه تجارت کنی» که گفتن این جمله چند بار پشت سر هم دشوار است.  و یا مانند کلمههاي (دزد، زر، باز) در این بیت: گـــر تضـــرع کنـــی و گـــر فریـــاد    دزد زر بــــاز پـــــس نخواهــــد داد (سعدي) 2ـ تنافر معنوي یا تنافر جمل و عبارات : آن است که جملههاي نثر یا مصرعهاي نظـم هـر کـدام بـه تنهـایی معنـی داشته باشند اما میان آنها در معنی، سازگاري و مناسبت نباشد مانند:  خانـــۀ ملـــک و دیـــن شـــود آبـــاد    بــاده پــیش آر هــر چــه بــادا بــاد   خانـــۀ زریـــن پادشـــاه جهانســـت     در سخن یک خدا چه جـاي گمانسـت    قــارون گوینــد گــنج داشــت نهــانی     شاه بلند اختر است و سـخت کمانسـت  (رادویانی)   سوالات بیان در فنون ادبی   -1 این سخن امیر معزّي دربارهي ملکشاه سلجوقی متضمن چه فنی از فنون ادبی است؟ مفصلاً بنویسید.     اي مــــاه چــــو ابــــروان یــــاري گــــویی    یـــا نـــی چـــو کمـــان شـــهریاري گـــویی      نعلـــــــی زده از زر عیـــــــاري گـــــــویی    بــــر گــــوش ســــپهر گوشــــواري گــــویی   2ـ نوع تشبیه را در بیت زیر تعیین و تحلیل کنید.    مـنم آن صـبح نخسـتین کـه چـو بگشـایم لـب    خــوش فــرو خنـدم و خنـدان شــدنم نگذارنــد    -3 صور خیال بیت زیر را شرح دهید.    طــاووس بــین کــه زاغ خــورد وانگــه از گلــو    گــــاورس ریــــزههــــاي منقّــــا برافکنــــد     پاسخ آزمون از دیدگاه بیان  1ـ در این ابیات تشبیه جمع وجود دارد زیرا یک مشبه ( ماه ) را به چند مشبهبه ( ابروان یار، کمان شهریار، نعل زرین و گوشوارة آسمان ) تشبیه کرده است. از آنجا که وجه شبهها حذف و ادات تشبیه ( چو و گویی ) ذکر شـده اسـت، تشـبیه مجمل مرسل است در بیت اول تشبیهها مفرد حسی به مفرد حسی است و وجه شبه نیز مفرد است : هلال بودن. تشـبیه ماه به نعلی که از طلاي ناب ساخته شده تشبیه مفرد حسی به مقید حسی است و وجه شبه آن هلال و درخشنده بـودن است. در مصراع آخر نیز ماه به گوشواره تشبیه شده که این تشبیه نیز تشبیه مفرد حسی به مفـرد حسـی اسـت و وجـه شبه در این تشبیه نیز آن هلال و درخشنده بودن است. گوش سپهر : اضافه استعاري : ابتدا سپهر به انسان تشبیه شده سپس بعد از حذف مشبهبه، مشبه همراه یکی از ملائمات  مشبهبه یعنی گوش آمده است.

دانلود فایل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *